على محمدى خراسانى
29
شرح منطق مظفر (فارسى)
1 . حدّ مشترك و متكرر خصوصا ، چند اسم و اصطلاح منطقى دارد ، كه معروفترين آنها « حدّ اوسط يا وسط » است . وجه تسميه : حدّ مشترك ، واسطه شده و يكى از دو حدّ مختص را بر حدّ ديگر بار مىكند و بين آن دو نسبت و رابطه برقرار مىكند . توضيح اينكه : با قطع نظر از اين حدّ مشترك ، هريك از دو حدّ مختص ، صددرصد از يكديگر بيگانه بوده و هيچ پيوند ميانشان نيست ، اين حدّ مشترك است كه در اثر ارتباط با هردو حدّ مختص ، مىتواند پيوندى ايجاد كرده و واسطه در حمل يكى بر ديگرى شود و نقش اساسى را همين حد مشترك بازى مىكند و گرنه مجهولى براى ما معلوم نخواهد شد ( مثل حدّ مشترك مثل ميانجى است كه با دو فرد در حال مخاصمه و منازعه ، روابط حسنه دارد و جهت ايجاد صلح و آشتى ميان طرفين نزاع ، واسطه شده و پادرميانى كرده و آن دو را سر يك ميز مذاكره جمع مىكند تا روابط تيرهء آنها را به روابط حسنه تبديل سازد و بعد كه آنها را آشتى داد خود كنار مىرود و آنها منازعات خود را حلّ و فصل مىنمايند ) . در حقيقت مثل حدّ وسط ، مثل شمعى است كه مىسوزد و فانى مىشود امّا محفل اصغر و اكبر را روشن مىسازد ، لذا مىبينيم كه در نتيجه ، اكبر و اصغر و دو حدّ مختص ، دست بهدست هم داده و باهم يكى شدهاند . گاهى حدّ مشترك را « حجّت » نيز مىگويند : حجّت همانطورى كه بر مجموعهء دو قضيه و دو معلوم تصديقى موصل ، اطلاق مىشد همچنين بر خصوص حدّ وسط نيز اطلاق مىشود و وجه تسميهاش آن است كه توسّط حدّ وسط است كه مستدل و مبرهن احتجاج بر ثبوت نسبت ميان دو حدّ مختص مىكند و گرنه نسبتى نبود . همچنين « واسطه در اثبات » نيز مىگويند ، يعنى در محيط ذهن و در مقام تفكير و استدلال بهواسطهء اوسط است كه تصديق به ثبوت يكى از دو حدّ مختص براى ديگرى مىكنيم ، حال گاهى همين اوسط واسطه در ثبوت نيز هست ( كما في البراهين اللمّية ) و گاهى واسطه در ثبوت نيست ( كما في البراهين الانّية ) . 2 . حدّ مختص به مقدمهء اوّل قياس يا حدّ اصغر ، و آن كلمه يا جملهاى است كه در نتيجه استدلال ، موضوع ( در حمليه ) يا مقدم ( در شرطيه ) واقع مىشود و ازاينرو به آن اصغر مىگويند چون غالبا دامنهء موضوع از دايرهء محمول كوچكتر است اگرچه گاهى مساوى نيز هستند .